خونه ی دایی
یک شب که همگی جمع بودیم خونه ی دایی... راستش به محض ورودمون لباساتو در آووردی و پرت کردی یک طرف و رفتی تو اتاق سراغ بازی و فقط واسه این عکس و شام چند لحظه ای آووردمتون تو پذیرایی... ...

خونه ی دایی
خونه ی خاله
نذری
تولد زهرا
و اینک ...
تولد علیرضا
تولد عمه عارفه
مارال
دوستانه ...