گل کاری
عزیزکم
نمیذارم زیاد بری تو کوچه
سعی میکنم خیلی حواسم بهت باشه تا تنها نری تو خیابون
چهارشنبه که خونه ی عزیز بودیم
دقایقی مونده به اومدن دایی بهمن و باباجون
تو و علیرضا گفتید میرید رو پله بنشینید تا باباها بیان
چند لحظه بعد اومدم بهتون سر بزنم ببینم چکار میکنید
و اینجوری کنار باغچه ی خشک همسایه دیدمتون
غرق خاک و کثیف و نشسته رو زمین
واقعا حیفم اومد از این صحنه عکس نگیرم

سرعت عمل و خلاقیتتون تو خرابکاری فوق العاده اس
و در جواب من که این چه کااریه؟؟؟
گفتید ما داریم گل میکاریم...
تاریخ: چهارشنبه یک اردیبهشت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



گل کاری
