عزیز دلم از وقتی داداش به دنیا اومد ما خونه ی عزیز بودیم اما شب سال نو اومدیم خونمون تا چهارتایی سال جدید رو تو خونمون شروع کنیم عزیز وسایلی که برای چیدن هفت سین نیاز بود بهمون داد تا یه هفت سین کوچیک بچینیم وقتی رسیدیم خونه اونقدر ذوق داشتی اولین کاری که کردی این بو که ازم خواستی هفت سین رو بچینیم منم چون تند تند باید یه عالمه کار میکردم وسایل و ظرفا رو گذاشتم پیشت و رو میز رو خالی کردم بعد هم بهت گفتم هرجور که دوست داری هفت سین رو بچین تو هم یکی دو ساعتی باهاش سرگرم بودی اینم سفره ای که چیدی واقعا دلم نیومد چیزی رو جابجا کنم خیلی قشنگ و با سلیقه چیدی گل خوشبوی من صبح تقریبا ساعت هشت صبح لحظه تح...