عزیز دل مامان ایلیاعزیز دل مامان ایلیا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 26 روز سن داره

نبض زندگی "ایلیا"

شروع دوباره...

بانوی بی حرم...

مامانی تو ایام فاطمیه روضه و سفره نذر داشت... بیست و دوم بهمن ماه... تو چند روزی که بخاطر مراسما بیشتر میرفتیم خونه مامانی با بچه ها خیلی بازی کردی خصوصا با امیرجواد جون و فراز جون روز مراسم بخاطر اینکه راحت تر باشی باباجون تو و داداش رو با خودش آوورد خونه ...
13 اسفند 1395

خونه ی دایی

یک شب که همگی جمع بودیم خونه ی دایی... راستش به محض ورودمون لباساتو در آووردی و پرت کردی یک طرف و رفتی تو اتاق سراغ بازی و فقط واسه این عکس و شام چند لحظه ای آووردمتون تو پذیرایی... ...
13 اسفند 1395

پشتش گرمه...

واقعا محمد مهدی یکی از خوشبخت ترین بچه های دنیاس! چون یه داداش فوق العاده و معرکه مثل تو داره! باور کن تو بهترینی اونقدر خوب مسائل رو درک و تجزیه تحلیل میکنی که گاهی یادم میره فقط چهار سالته! ...
13 اسفند 1395

به تماشا بنشین...

برف میباره گاهی تا جایی که بشه سعی میکنم پا به پات باشم ببرمت بیرون تا برف بازی کنی و آدم برفی بسازی تا گوله های برفی درست کنی و بزنی به تنها هدف متحرکت! مامان گاهی اما اونقدر سوز داره هوا که مجبور میشیم فقط نگاه کنیم اینم دنیایی داره تو خونه ی گرم عزیز که بوی آش رشته و چای دارچینی تو خونه پیچیده پشت پنجره بین همبازیهات ... ...
13 اسفند 1395

گل من

عزیزکم میدونی قشنگترین دسته گل دنیا رو تو برام گرفتی!! میدونی هیچ وقت دسته گلی به این قشنگی از کسی هدیه نگرفته بودم؟! ایلیا نازنینم خیلی قشنگه که پسر کوچولوت بگه مامان میخوام غافلگیرت کنم چشمات و ببند! و بعد وقتی چشمات رو باز میکنی یه دسته گل جلو روت بگیره دسته گلی که خودش درست کرده خیلی دوستت دارم پسرک شگفت انگیزم ...
26 بهمن 1395