عزیز دل مامان ایلیاعزیز دل مامان ایلیا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 26 روز سن داره

نبض زندگی "ایلیا"

شروع دوباره...

مسئولیت

پسرکم بزرگ مرد کوچکم... خدا میدونه که من و باباجون چقدر به داشتنت افتخار میکنیم به طرز فوق العاده ای درکت بالاس خوب میفهمی و تجزیه تحلیل میکنی و چه خوب تر عکس العمل نشون میدی حرف زدنت اونقدر کامل و خوبه که معمولا کسایی که نمیشناسن و سنت رو نمیدونم فک میکنن شش یا هفت ساله ای خدا رو شکر که انقدر خوبی به دنیا اومدن محمد مهدی هم تاثیر زیادی  تو بزرگ شدنت داشت اینکه میبینی یکی هست که از تو کوچیکتره و ناتوان تو انجام خیلی از کارا بهت اعتماد به نفس و حس بزرگی میده... ایلیای من همبازی شدنت با داداش حسابی شیرین و دلنشین اما داداش بزرگ بودن خیلی مسئولیت بزرگیه حواست باشه عزیزکم داداشت ازتو...
12 آذر 1395

عضو جدید

هفته ی گذشته یک روز رفتیم خونه ی دختر عموم چون یک نی نی کوچولو بدنیا آوورده بود فاطمه خانوم یه دختر کوچولوی شیرین و خواستنی چون همه ی فامیل با هم رفتیم اونجا چندتا همبازی کوچیک داشتی اما اسباب بازیهای مهدیه جون حسابی مشغولت کرده بود و بیشتر با مارال جون تو اتاق مهدیه بودید...     ...
30 آبان 1395

ایلیا و حدیث

چند وقت پیش خونه مامانی شون جلسه قرآن بود صبح زود تو رو بیدار کردم که بریم اونجا کمی خواب آلود بودی اما همینکه زنگ زدم اونجا و صدای حدیث رو شنیدم و بهت گفتم حدیث جون اونجاس خواب از سرت پرید وقتی رفتیم اونجا تا ظهر با حدیث جون بازی کردی   ...
30 آبان 1395

.آبان

پسرک آبان ی من دنیا بی تو بی آبان است همیشه باش زیبایی تو مثل قرص ماهی دور از تو باشه رنگ سیاهی تولـــــــــــــــــد تولدت مبارک بخندی تو همیشه لهی تویی اون تک گل پاییز میون یک باغ زیبا تویی امشب خالق این خنده های رو لب ما مثل ماه آسمونی تو پر از عشق و امیدی تو یه هدیه از خدایی که به دست ما رسیدی گل من زاده ی آبان با یه دنیا مهربونی تو هوای ماه آبان پر از عطر جوونی تو طلوع یک امیدی اگه هستی اهل آبان فصل پاییز چه قشنگه با تو از همیشه بهتر شب تولد تو شد از ستاره لبریز آسمون رو پر کرد رنگین کمون پاییز ...
30 آبان 1395

هدایا

چون هر سال تا بروز کردن پست هدایا کلی تاخیر میفتاد و دست آخر هم یادم میرفت امسال همون شب یه عکس از همه ی هدیه ها با هم گرفتم اگه یادم نره مینویسم که هرکدوم از طرف کیه   مامان بزرگا و بابابزرگا عمه ها... خاله ها... دایی ها دست همتون درد نکنه ...
29 آبان 1395