خانه ی بازی باربد
عزیز دلم تو هفته ی گذشته یک روز بعد از مهد با هم رفتیم خانه ی بازی باربد نمیدونم یادت هست یا نه، اما برات گفته بودم دفعه ی قبل که بردمت اونجا تقریبا یک سال پیش نه تنها خوشت نیومد، بلکه میترسیدی و وارد محوطه ی بازی هم نمیشدی... اما این بار!! به حدی از بازی تو پارک خوشت اومد که به زور و با وعده ی شکلات و بستنی راضیت کردم تا از پارک بیای بیرون همه چیز برات جذاب بود از استخر توپ، تا سگ گنده ای که اونجا بود و تو با پاهات بهش لگد میزدی تا تاب و سرسره کوچیکی که بدون مراقبت من میتونستی از هر طرفش بالا بری! خونه های پلاس...











